پارس گاه من !
در میان سپیدارهای سوخته
وسایه سار شط بی بارش
جاودانه می ماند
در میان سپیدارهای سوخته
وسایه سار شط بی بارش
جاودانه می ماند
پارس گاه من !
در هجوم چشم کبود پروانه
و کور سو نور کوچه ی ویران
عاشقانه می گرید
پارس گاه من !
اما
در باد و آب و آتش و خاک است
پر از صدای هیاهو
وصدای تیشه تو
وقتی به یاد او
فریاد زندگی
آغاز می کنی !