آواز خوان دوره گرد !
در کوچه های درد
رد پای تو آواز می شود
وصدای تو ساز
" ...مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازهتر کن!..."
پلک های خواب آلوده ی پنجره
با سوز حنجره
باز می شود
وچشمانش
در نور کمرنگ ماه
به رقص می آید
آواز خوان دوره گرد !
رهگذر
در سکوتی سرد
سکه ی قلبش را
چون برگ پاییزی
به پایت می ریزد
آواز خوان دوره گرد !
راستی بگو
آوازهایت را
در این زمانه ی تنهایی
در کوچه های درد
رد پای تو آواز می شود
وصدای تو ساز
" ...مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازهتر کن!..."
پلک های خواب آلوده ی پنجره
با سوز حنجره
باز می شود
وچشمانش
در نور کمرنگ ماه
به رقص می آید
آواز خوان دوره گرد !
رهگذر
در سکوتی سرد
سکه ی قلبش را
چون برگ پاییزی
به پایت می ریزد
آواز خوان دوره گرد !
راستی بگو
آوازهایت را
در این زمانه ی تنهایی
با کدامین شب قسمت می کنی ؟
1 اندیشه:
مثل همیشه زیبا و پز از رازهای نهفته بود!
ارسال يک نظر